مسافرت به اردبیل
19 اسفند من و نانازم برای دومین بار بابایی رو تنها گذاشتیم و رفتیم اردبیل اونجا بهمون خیلی خوش گذشت یه هفته ای بدون بابایی اونجا بودیم تا این که شب عید بابا جون قرار بود بیاد. تو اون روز خیلی تو شکمم تکون می خوردی فکر کنم شیطونکم می دونست باباش داره میاد و خوشحال بود. ( پسرم عاشقتم)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مسافرت به اردبیل
