روز تولد گل پسرم
















پسر گلم امروز بالاخره انتظار نه ماهه من و مامان تموم شد و تونستیم تو رو تو آغوش بگیریم. خیلی پسر ماهی هستی ماشاا..
امروز صبح حدود ساعت 10، من و مامان و مامانی زهرا رفتیم دنبال خاله پری و مبینا و باتفاق هم رفتیم بیمارستان. مامان حدود ساعت 11 بستری شد و من کارای پذیرشش رو انجام دادم. قرار بود مامانو ساعت 1 ببرن اتاق عمل اما متاسفانه یه خانم دیگه زایمان اورژانسی داشت که باعث شد تو 1 ساعت دیرتر به دنیا بیای. حدود ساعت 2:15 مامان رفت اتاق عمل و بالاخره حدود ساعت 3 چشم ما به جمال آقا طاها روشن شد. 10 دقیقه بعد از اومدن تو به بخش، باباگی و مامانی نسرین و عمو ابوالفضل و عمه ندا و فاطمه هم اومدن بیمارستان. نیم ساعتی طول کشید که خانم پرستارا آمادت کنن و بیارن که قشنگ بغلت کنیم. اول یه دل سیر شیر خوردی و بعدش همگی دست به دست چرخوندنت. باباگی هم تو گوشت اذان و اقامه خوند تا تو زندگیت پسر مومنی باشی. خلاصه یه روز خیلی خاطره انگیز داشتیم و الان هم منتظرم که فردا صبح بشه و بیام تو بیمارستان که ببینمت. 


....



.... مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


روز تولد گل پسرم
