پسرم دو ماهه شد
عسلم دو ماهگیت مبارک
پسر گلم امروز 2 ماه که با اومدنت خانوادمون رو 3 نفری کردی و نشاط خاصی به زندگی مون بخشیدی و از این بابت از خدای مهربون تشکر می کنم و تو ر به خودش میسپارم .
گلکم دیگه یواش یواش داری می خندی ، نمی دونی وقتی می خندی چقدر خوردنی میشی و دوست دارم بگیرم و قورتت بدم 
مهربونم دیگه آدما رو با دقت نگاه می کنی و بهشون خیره می شی و خلاصه که به دنیای اطرافت کنجکوانه نگاه می کنی یه نمونش این که به تابلوهای رو دیوارمون زل میزنی و هر کار هم میکنیم حواست پرت نمی شه.
امروز من و بابا و خاله سما پسر کوچولو رو بردیم مرکز بهداشت برا زدن واکسن 2ماهگی، قند عسلم موقع واکسن زدن یه کوچولو گریه کردی ولی خیلی زود خوابت برد و ماهم رفتیم خونه عمه پری و لی تا غروب وقتی پاهاتو تکون می دادی، گریه می کردی و برای تسکین دردت هر 4 ساعت یک بار قطره ی استامینوفن می خوری . پسر شجاع امیدوارم که خیلی زود حالت خوب شه و درد نداشته باشی
باباجون برای 2 ماهگیت یه دست لباس خوشگل خریدن ، که وقتی می پوشی خیلی جیگر میشی جیگر بوووووووووووووووووووووووووووووووووووس.


پسرم دو ماهه شد
