8 ماهگیت مبارک

عزیزترینم 8 ماهه شدنت مبارک. پسر گلم چه زود بزرگ شدی. اصلا باورم نمیشه این 8 ماه با تمام خوشی ها و نا خوشی ها، شب بیداری های من و تو، لالایی خوندن من و لالا کردن تو چه زود گذشت. تو این مدت هر کاری که انجام دادی و یا برات پیش اومده که البته خوشایند بوده، ما رو ذوق زده کرده و بیش تر از پیش ما رو عاشق تو. عزیز مامان می خوام از شیرین کاری های ماه هشتمت بگم. انقدر زیادن که نمی دونم از کجا شروع کنم. اردبیل که بودیم آقاجان با شما ترکی صحبت می کردن و با اشاره می گفتن "گه" یعنی بیا پیشم. شما هم از آقاجان یاد گرفتی و از اون موقع که اومدیم خونمون همراه با اشاره دستت میگی "گه". شکر خدا خنده رو هستی و وقتی که می خندی دوتا دندونای جلویت دیده میشه اون موقع بابا بهت میگه موش موشک من. عاشق باد کنکی، چند روز جلوتر از این که ما بیایم خونمون بابا کلی بادکنک برات خریده بودن وقتی دیدیشون خیلی ذوق کردی. از تو میوه ها لیموشیرین رو خیلی دوست داری همیشه واسه خوردنش عجله داری و بد جوری دست وپا تو گم میکنی. اگه غذایی که می خوری باب میلت باشه می گی "به به". از میز و مبل می گیری و وایمیستی. شعر اتل متل توتوله رو خیلی دوست داری، وقتی برات می خونیم خودت می زنی رو پاهات. پسر گلم ماشاالله خیلی با استعدادی هر کاری می کنیم تو هم سریع تکرارش میکنی. وقتی آهنگ می زاریم یا خودمون می خونیم "نانای نانای" میکنی و بعضی موقع ها هم "دس دسی" می کنی.
مامانی زهرا، تو این یه ماه که پیششون بودیم خیلی باهات بازی می کردن و اکثر این کارارم مامانی بهت یاد دادن.
عاشقتم پسر کوچولو

عشق مامان


فدای خنده های نازت



8 ماهگیت مبارک
