نیم ساله شدنت مبارک
٦ ماه که من مادرم، دردانه ام و این از برکت وجود توست که من لایق این اسم شده ام . گلکم خیلی شیرین تر شدی و خوشگل می خندی و موقع خندیدن پز دندونت رو به همه میدی.عاشق سیم تلفن هستی وحتی بیشتر از اسباب بازی هات دوسش داری. کتاب تقویت هوشت رو هم خیلی خوب می بینی و همچنین سی دی انیشتین کوچولوت رو خیلی دوست داری و با دقت تماشا میکنی. عسلم تقریبا داری جای جاروبرقی رو تو خونه می گیری و هر چی دم دستت بیاد رو می زاری تو دهنت.دو هفته ای میشه که مامانی زهرا یادت دادن مثل مردا دست میدی.( میگیم طاها دست بده، دستت رو به طرف دست ما دراز می کنی ). قربونت برم الهی پسر باهوش من
از این ماه می تونی سوپ میکس شده با مواد اولیّه: هویج، برنج، گوشت مرغ یا ماهیچه و جعفری یا گشنیز بخوری. نوش جونت عزیزم.
و اما در مورد واکسن: صبح عمو مسعود ما رو تامرکز بهداشت رسوندن ومن با عمه ندا و فاطمه جون رفتیم واکسنت رو بزنیم که گفتن واکسن نداریم و باید تا چند روز دیگه منتظر باشیم ولی ما که دلمون طاقت نیاورد و عمه ندا با یکی از آشناهاشون صحبت کردن و با پارتی بازی رفتیم یه مرکز بهداشت دیگه تا واکسنت رو بزنن. این بار هم مثل دفعه های پیش بعد از واکسن زدن زیاد اذیّت نشدی و از این بابت خدا رو شکر می کنم. وزن آقا پسر 6 ماهه ی من 8 کیلو و 700 گرم قدت 69 ودور سرت 44 سانتی متر.
شکلاتم عاششششششقتم


نیم ساله شدنت مبارک
