شب یلدا مبارک
پسر قشنگم امشب طولانی ترین شب ساله و آغاز فصل زمستان، برف وسرما. ایشالا سال پر برفی داشته باشیم ولی شما کوچولوها سرما نخورید
امشب ما خونه ی مامانی نسرین دعوت بودیم و همگی دور هم شب یلدا رو جشن گرفتیم. عمو مسعود و عمه ندا اینا هم بودن. مامانی نسرین تدارک یه شام حسابی رو دیده بودن( مرغ شکم پر ) که خیلی خوشمزّه بود، دستشون درد نکنه. بعد از شام همگی دور سینی مسی پر از تنقلات و میوه ی مخصوص شب یلدا، نشستیم و شبی سنّتی و به یاد ماندنی رو کنار هم سپری کردیم. خیلی خوش گذشت
کلی ازت عکس گرفتیم. عکس های فارغ التحصیلی عمو حسین رو هم که از آمریکا فرستاده بودن هم دیدیم و لذت بردیم. آخه عمو حسین یه ٦ سالی میشه که برای گرفتن دکتراشون، رفتن آمریکا. جا داره که از همین جا به عمو جون و زن عمو ندای عزیز تبریک بگیم وبراشون آرزوی موفقیت و سربلندی بکنیم
عزیزکم عمرت به بلندی صد شب یلدا.
مرد کوچولو یلدات مبارک
اینم عکس های طاها جون در شب یلدا:

طاها در حال خراب کاری:



شب یلدا مبارک
