نوروز 92 مبارک
عسل مامان عیدت مبارک ایشالا هزارتا عید نوروز ببینی. گل مامان لحضه ی تحویل سال، تو خواب ناز بودی و ما و عمه پری اینا خونه ی مامانی زهرا بودیم. 300هزارتومان عیدی نقدی جمع کردی: باباگی 20 هزار، بابایی محمد 100 هزار، عمو مسعود، عمه ندا، دایی امیر،مامان بزرگ مشهدی 20 هزار. خاله سما، عمه پری، خاله خدیجه و عمو میر محسن10 هزار خاله سعیده، خاله سمیه و یه عده ی دیگه 5هزار تومان عیدی دادن که دست همگیشون درد نکنه واقعا شرمنده کردن
ماهم با عیدیات برات یه ربع سکه خریدیم.
وامّا اتفاق هایی که تو عید نوروز واسه گل پسرمون افتاد: اول از همه بگم که عاشق ماهی کوچلوی عید بودی ما چند سالی میشه که ماهی برای سفره ی هفت سین نمی خریدیم ولی امسال چون تو خیلی ذوق نشون میدادی به اصرار مامانی زهرا 2تا واست خریدیم که خیلی دوسشن داری.
سومین روز عید یه سرمای حسابی خوردی و حالت خیلی بد شد و هیچ دکتر متخصصی هم نبود که تو رو ببریم پیششون ناچار رفتیم درمانگاه پیش یه دکتر عمومی که داروهای آقای دکتر هیچ تاثیری نداشت و تو ساعت به ساعت حالت بدتر می شد و من و بابا خیلی نگرانت بودیم و من هر وقت تو رو بی حال ببینم ناخودآگاه گریم میگیره وشروع کردم به گریه کردن . شب کمی تب کردی. با، بابا زود بردیم بیمارستان کودکان تا برسیم بیمارستان تبت رسید به 39 . خیلی ترسیده بودیم همون جا یه شیاف استامینوفن 125 بهت زدن و با کلی پاشویه تبت پایین اومد و برگشتیم خونه. به خاطر تب بالایی که داشتی، ادرار سوز هم شده بودی که این تو رو بیشتر اذیّت میکرد و در همین بهبهه تو یک روز 2 تا دندون در آوردی، دندونای 6و7 ویه هفته بعد دندون 8ام هم نیش زد . خلاصه روز های سختی بود هم برا تو وهم برا ما 

خوب همش از اتفاق های بد نگم . تو عید نوروز که گل پسرم 10 ماهه بود تونست 3 قدم راه بره و هر روز تعداد قدم هاش بیشتر میشد و ما خیلی ذوق میکردیم و با تشویق های ما تو ثابت قدمترا، عزمت رو جزم می کردی و با یاعلی ما از زمین بلند میشدی و با اعتمادبه نفس زیاد قدم بر میداشتی. قربون قدم هات بشم عزیزکم. ایشالا همیشه قدم هات رو برای رسیدت به هدفت محکم برداری و مثل حالا از زمین خوردن نترسی.


نوروز 92 مبارک
